خانه ی داستان

داستان هایی "کوتاه" برای پیمودن راهی "بلند"

پازل!

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد . پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه

مرسی:)
خواهش😃
دقیقا :)
😃
بله درسته 
اگه ما درست بشیم همه چی درست میشه
همینطوره😃
سه شنبه ۱۱ آبان ۹۵ , ۱۱:۰۰ ابو اسفنج بلاگفانی
چقد باحال.
مرسی😃
عاولی:))))
مرسی😃
عاولی:)))
مرسی
بح بح ....
واقعا جا داره ک بگم دم شما و پسر پازل درست کن داغ :)
مرسی😃از طرف من و پسر پازل درست کن😃
اینو شنیده بودم.قشنگه :)
مرسی😃
Pues, de miedo. Creo que al final nos quedamos con la oferta de Crisis. Lo sentimos, Bac, le pones empeño pero… es que eso del apuralápices y las pastillicas de sabores nos ha llegado al alanoEah.rmbuena, Crisis.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مجموعه داستان های کوتاه جذاب و خواندنی،داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز، عاشقانه

نظرات و دیدگاه شما باعث دلگرمی ما میشود
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan