خانه ی داستان

داستان هایی "کوتاه" برای پیمودن راهی "بلند"

به من بگو!

به من بگو

مدت زیادی از تولد برادر ساکی کوچولو نگذشته بود . ساکی مدام اصرار می کرد به پدر و مادرش که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند


پدر و مادر می ترسیدند ساکی هم مثل بیشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند . این بود که جوابشان همیشه نه بود . اما در رفتار ساکی هیچ نشانی از حسادت دیده نمی شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند .


ساکی با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالای در باز مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفیانه نگاه کنند و بشنوند . آنها ساکی کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت : نی نی کوچولو ، به من بگو خدا چه جوریه ؟ من داره یادم میره !

جمعه ۲۱ آبان ۹۵ , ۱۸:۲۹ ابو اسفنج بلاگفانی
چه حرفا! چه چیزا!
قشنگ بود.
جان؟
بعله؟
خعلی ممنون(:
سلام آقا مجتبی عزیز ، واقعآ عالی بود ، وبت زیباست .
سلام دوست عزیز(:
خعلی ممنون(:
خعلی متشکرم(:
هوووم قشنننننگ بوود:)*
خعلی ممنون(:
چه بچه مسلمونی اورین اورین
خعلی ممنون(:
یه سوال...
ساکی اسم دختر یا پسر؟؟؟
:)
داستان جالبی بود...
یادآوری چیزهایی که فراموش کردیم...
فک کنم دختر باشه!
خعلی ممنون(:
بعله(:
سلام ، بنا به درخواست خیلی از دوستان اموزش قدم به قدم سئو رو داخل وبلاگ گوگل سئو قرار دادم خوشحال میشم شما هم بیای و بخونی و نظرتو درمورد مقاله ها بهم بگی !
درضمن با استفاده از روش هایی که مینویسم میتونید بازدید وبلاگتون رو به مرور زمان چند برابر کنید !
چشم(:
یه یادآوری مفید :)
اهوم(:
چقد قشنگ..ممنون…
خواهش(:
You are fighting against neurology! lolI am cynical and a bah humbug type, but I think Christmas is the last time I try to teach this – sounds backwards, I know. Christmas is OVERRATED (and kind of a mess!), in my humble opinion.I think the answer is exposure and experience broadening their understanding of the world – the big world, not just the comfortable one around th8e3#m2&0;and it is a life long lesson!
قشنگ بود....
دلم یه جوری شد....انگار منم داره یادم میره...
مرسی(:
ببخشید اگه حس دردی به دلتون نشست
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مجموعه داستان های کوتاه جذاب و خواندنی،داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز، عاشقانه

نظرات و دیدگاه شما باعث دلگرمی ما میشود
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan