خانه ی داستان

داستان هایی "کوتاه" برای پیمودن راهی "بلند"

هدیه ی تولد

تولد سینا چند روز دیگر بود، او از پدرش خواست تا برای تولدش یک دوچرخه بخرد تا او هر روز مجبور نباشد مسیر خانه تا مدرسه را پیاده رفت و آمد کند. اما پدر سینا کارش را از دست داده بود و نمی توانست برای پسرش دوچرخه بخرد. پدر برای تولد به او یک کتاب هدیه داد و سینا اعتراضی نکرد.


یک روز آفتابی و قشنگ که سینا در راه رفتن به مدرسه بود یک پسر بزرگی را دید که سوار بر دوچرخه است. دوچرخه برای پسر بسیار کوچک بود. وقتی پسر می خواست میدان را دور بزند چاله ی آب را ندید و با دوچرخه به زمین افتاد.


پسر در مدرسه ی سینا درس می خواند و چند سال از او بزرگتر بود. سینا او را شناخت. اسم پسر مهرداد بود. به نظر می رسید پای مهرداد شکسته باشد. سینا دوچرخه ی مهرداد را برداشت و سوارش شد و به سمت بیمارستان رفت تا کمک بیاورد. چند دقیقه بعد یک آمبولانس آمد و مهرداد را به بیمارستان برد. سینا دوباره سوار دوچرخه ی مهرداد شد و به مدرسه رفت تا دیر به کلاسش نرسد.


بعد از مدرسه سینا به ملاقات مهرداد رفت، او برایش یک کتاب و پازل خریده بود و دوچرخه اش را هم پس داد.


دو ماه بعد مهرداد به خاطر تولدش یک دوچرخه ی نو کادو گرفت و دوچرخه ی قدیمی اش را به دوستش سینا هدیه داد. سینا بسیار خوشحال شد. و از آن زمان به بعد مهرداد و سینا دوستان خوبی برای هم شدند و سینا هر روز به ملاقات مهرداد می رفت تا پایش خوب شد.


پ.ن:این پست یه بهونه بود!
فقط خواستم بگم که امروز تولدمه(:

-تولدت مبارک مجتبی(:
+مرسی مجتبی تولد تو هم مبارک(:
تبریک می گم :)
موفق باشی
با کلی آرزوی خوب ^ـــ^
خعلی ممنون (:
بازم خعلی ممنون(:
بازم ترین خعلی ممنون از شما^_^
سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۶:۱۳ خنـــــــــღــــــــــده ڪدہ ツ
مبارک باشه^ــــــ^
خعلی ممنون از شما^_^
سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۶:۱۶ خنـــــــــღــــــــــده ڪدہ ツ
الان تو ام دوچرخه میخواستی:دی

حححح
نه خود دوچرخه😂
موتور میخوام میگه خطرناکه واسم نمیخره😂
سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۶:۲۲ خنـــــــــღــــــــــده ڪدہ ツ
خوب لابد هنوز بچه ای دیگه
16سال شدم دیگه(:
سه شنبه ۱۶ آذر ۹۵ , ۱۶:۲۶ ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
تولد همه بیانیا شت سر همه چرا؟
تو این هفته کلی تولد رفتم
خب ماه آذر هست دیگه😃 
خوشبحالت😃
ای جآآآآن
مبارکه:)

کادوت --->http://yon.ir/bcard2
خعلی ممنون از شما😃

ای جان کادو😍
مرسی😃
بیشتربه خاطربادکنکاش فرستادم یک حالی میده بترکونی D:
ای جان😃
خعلی زیبا بود ممنون 😃
بادکنک ها و اهنگ و عکس همه چی خوشگل بود😍
خعلی ممنون ازشما🌹
تبریک آقا مجتبی ،ایشالا که 120 سال عمر کنی :))
خعلی ممنون دوست عزیز😃
ایشالا😃😉
مبارکت باشه. زودتر میگفتی گاوی، گوسفندی چیزی قربونی میکردیم. اینجوری بد شد آخه!
خعلی ممنون 😃
سال دیگه انشالله😂
تبریییییییییک میگم آقا پسر مهربوننننننن ^___^
خعلی ممنون از شما😃
چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ , ۱۵:۱۸ 👒فیـــــروزه بانـــــو👒 :)
آقا تولدتون مبــــآرکـــــ😊😊😊
دیر ک نرسیدم طبق معمول؟🙄
خعلی ممنون😃
ن اینجا هیچوقت هیچ چیزی دیر نیست😃
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مجموعه داستان های کوتاه جذاب و خواندنی،داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز، عاشقانه

نظرات و دیدگاه شما باعث دلگرمی ما میشود
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan