خانه ی داستان

داستان هایی "کوتاه" برای پیمودن راهی "بلند"

دنیای وارونه!

دختر دستش را بریده بود اندازه ای که نیاز به بخیه زدن داشت.

 با شوهرش آمده بود. وقتی خواست روی تخت دراز بکشد

 شوهرش نشست و سرش را روی پاهایش گذاشت.

 تمام طول بخیه زدن دستش را گرفت و نازش را کشید و قربان صدقه اش رفت. 


وقتی رفتند هرکسی چیزی گفت،

 یکی گفت زن ذلیل، یکی گفت لوس،

 یکی چندشش شده بود 

و دیگری حالش بهم خورده بود! 



یادم افتاد به خاطره ای دور روی همان تخت.

 خاطره ی زنی با سر شکسته که هرچه گفتم چطور شکست فقط گریه کرد

 و مردی که می ترسید از پاسخ زن. زن آنقدر از بخیه زدن ترسیده بود

 که بازهم دست مرد راطلب می کرد و مرد آنقدر دریغ کرد

 که من کنارش نشستم و دستش را گرفتم 

و آرام در گوشش گفتم لیاقت دستانت بیشتر از اوست.


 اما وقتی آن ها رفتند کسی چیزی نگفت! 

هیچکس چندشش نشد

و هیچ کس حالش بهم نخورد... 


همه چیز عادی بنظر آمد 


⭐️و من فکر کردم ما مردمی هستیم که به دیدن آدمی برسر دار بیشتر عادت داریم 

تا دیدن مرد و زنی عاشق.



چه زیبا :) فقط یکم فازش سنگین بود آخراش رو درک نکردم :(
+قشنگ بود ممنون ^-^
(: دوباره بخونید درک میکنید😊
خواهش😃
سلام آقا مجتبی ،ممنون
سلام دوست عزیز😃 خواهش
عمریست ک یک عمر سکوت ب احترام مرگ انسانیت کرده ایم!
بسیار زیبا فرمودید(:
دقیقا همییین:))))همه فک میکنن مردا نباید احساسی باشن...چرا خب؟!
من بشدت احساسی هستم😃
من که فکر نمی کنم چندشم میشد یا همچین حرفایی میزدم :)))
در کل حرف نداشت😊😊😊
خعلی ممنون از نظر شما😃
سلام جالب بود :)
به وب منم سر بزن یه مدت نبودم تازه فعال شدم دوباره ! نظر یادت نره ممنون ♥
سلام خعلی ممنون😃
خدایش هر پستی ک میزاری رو میبینم و نظر میدم
خواهش😊
واقعا احساستی هستین آقا مجتبی؟!
آخ جون ^^
حدسم درست بود ^^
اره😊
😳
بله حدستون درست بود😃
سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ , ۱۶:۰۳ پرتقالِ دیوانه
چقدر خوب بود این مجتبی
خعلی ممنون😃
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
مجموعه داستان های کوتاه جذاب و خواندنی،داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز، عاشقانه

نظرات و دیدگاه شما باعث دلگرمی ما میشود
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan