خانه ی داستان

داستان هایی "کوتاه" برای پیمودن راهی "بلند"

لالایی

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند.

پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.

این بگو مگوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یک روز ...

پیرمرد برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل می کند ضبط صوتی را آماده کرد و شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط کرد.

پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش رفت و او را صدا زد، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته بود!

از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او بود !

پ.ن: شبتون خوشلبخند

 ,فکردم الان لالایی میخونیD:

:((

شب خوش:)*
خواستم بخونم(:

ولی دیدم کلن صدام واسه زهره ترک کردن): خوبه ن واسه لالایی(:

شبت شکولاتی*(:
پنجشنبه ۲۲ مهر ۹۵ , ۰۶:۴۴ مهندس مکانیک خودرو
چه داستان غمناااااااااااااااکی بود...


صبحتون بخیر:))
اره):

+ظهرتون بخیر(:
Hala pirzan chand salesh bod?
نمیدونم(:
ننوشته بود(:
Malome ke khili pir bode Pas behtar ke mord:)
هرکی واسه هرشخصی عزیزه(:
"But the idea that 'boys are bad', if true at all, is only true in societies with a chronic absence of farhmts."Ue, no, the boys without the fathers can be charming, personable, friendly and sweet. The only difference between the ones without the fathers and the ones with the fathers is those that ones with fathers managed to stay in school, stay away from bad influences and control their behavior.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
مجموعه داستان های کوتاه جذاب و خواندنی،داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز، عاشقانه

نظرات و دیدگاه شما باعث دلگرمی ما میشود
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan